تبلیغات
آدرس جدید خبرنامه فریاد آزادی
دوشنبه 7 دی 1388

یادداشت خداحافظی. تعلیق کلیه ی فعالیت های خبرنامه ی فریاد آزادی تا زمان نامعلوم

• نوشته شده توسط: میم دال

دوستان عزیز سال گذشته  که خبرنامه ی فریاد آزادی فعالیت خود را در چنین ماهی آغاز کرد در مخیله ی اعضایش چنین اتفاقاتی که امروز شاهدیم نمی گنجید . آن قدر که در اثر برگزاری بک انتخابات کشور در بحرانی فرو رود که مثل بیماری های بدخیم از درون خود را نابود کند. آن قدر که عده ای از مسئولین رده بالای کشور از شخص اول مملکت گرفته تا دانشجویان عادی که بالواقع نبایستی جز درس خواندن و خدمت به مردم کشورشان وظیفه ای داشته باشند به انتقاد های کوبنده از هم دیگر بر آمدند که اوج آن را در اردوکشی ها و کارناوال های خیابانی قبل از بیست و دو خرداد شاهد بودیم. خاطره ای که در ذهن همه ی ایرانیان باقی خواهد ماند. از روزهای شیرین قبل از انتخابات تا روزی که مردم در شوک فرو رفتند یعنی بیست و دو خرداد و وقایع بعد از آن و سرکوب وحشیانه ای که پس از کودتای بیست و دو خرداد اتفاق افتاد. دادگاه هایی که هیچ متهمی جز اندیشه ی ملت ایران نداشت و  ظاهرا تنها شخصی که به آن ظلم شده بود شخص اول مملکت بود و همه ی مردم در ظلم به وی شریک بودند چرا که در انتخاباتی که برگزار شده بود میزان رای ملت نبود.کشتار بی رحمانه ای که پس از انتخابات در ایران به راه افتاد دل هر انسان آزاده اعم از زن و مرد را به درد می آورد و انسان در این فکر فرو می رود که این انسان های آزادی خواه به کدامین گناه کشته شدند و چه کسانی به منظور چه مقاصدی به این اعمال بی رحمانه ی خارج از مرزهای انسانی دستان آلوده ی خود را آلوده تر کردند.

به راستی در کدام آیه قرآن کریم انسان های هم دین و هم مسلک را به نزاع علیه هم فراخوانده است و در کدام یک از شعائر انقلاب اسلامی تک روی جای وحدت را گرفته است.؟

در کدام اصل قانون اساسی تجاوز به حقوق شهروندان آمده است و در کدام قانون زندان های بین المللی تجاوز علیه هم نوع و هم وطن آمده است.

این ها برای چه؟ برای عقده گشایی؟ برای آن که بگوییم کسانی که طرفدار شمایند در ابوغریب به مسلمانان تجاوز می کنند و ما هم برای مقابله به مثل  به هم وطنانمان که اندیشه هایی شبیه اجانب دارند  تجاوز می کنیم؟

شما که دم از عدل و عدالت می زنید کدام عدالت و یا حتی زمینه های آن زا اجرا کرده اید. احمدی نژاد که دم از کابینه ی هفتاد میلیونی می زد جز سرکوب مردم چه کرد.

شما مسئول شعارهایی هستید که مردم در خیابان ها می دهند . به راحتی به رهبر توهین می کنند  و دیگر حتی شخص اول مملکت را هم بر نمی تابند . این یعنی چه؟ این یعنی سقوط . این یعنی نظامی که روزی با خون دادن جوانان انقلابی و مومن بر سر کار آمد سقوط خواهد کرد.

این را نه ما می خواهیم نه شما و نه حتی آن عده ی قلیلی که شما باعث شدید جمهوری اسلامی را به جمهوری ایرانی تبدیل کنند.

ما می ترسیم. از آینده ی سیاهی که هر چه قدر ماهرانه با جوهر سفید محوش نمایید باز هم سیاه است. از دروغ های بی شاخ و دمی که از صدا و سیمای ضد ملی به مردم می گویید و کفر  هم کیشان و هم میهنتان را در آورده اید.

از خط و نشان هایی که برای سران اصلاحات می کشید . از نهایت پست شدگی تان . از شست و شوی مغزی که به جوانان هفده هیجده ساله می دهید. از باتوم و شوکری که بعد از شست و شوی مغزی کردن بسیجیان دستشان می دهید. از خط و نشان کشیدن هایتان برای کسانی که روزی سرمایه ی انقلاب بوده اند و .. و ما می ترسیم از حکومت اسلامی تان منهای جمهوری . آن چیزی که سی سال پیش به امام خواستید دیکته کنید و امام نپذیرفت.

ما می ترسیم . از صلوات های پوشالی تان که بوی پول و مقام می دهد. از ریش های بی ریشه تان که بوی خون چرکین می دهد.

ما می ترسیم . از تعرض به حسینیه ی امام مان و از قرآن سر نیزه های بی شمارتان.

به راستی آیا آیت الله خامنه ای می دانند کسانی که روزی کمر به قتل و نابودی مردم و بعضی سران رسمی مملکت بستند روزی هم ایشان را از صحنه ی سیاست کنار می زنند.

آیا ایشان اندیشیده است کسانی که به وی امر و نهی می کنند برای کنار گذاشتنش زمینه چینی می کنند.

اینان کسانی اند که صلح بر نمی تابند . اسلام بر نمی تابند . قدرت مطلقه اند. طالبان اند . تحت لوای شمایند اما امر از شما نمی برند.

ما بچه های فریاد آزادی که روزی طرفدار شما بودیم به شما می گوییم تا دیر نشده خودتان را ازکسانی که به نام شما باطوم می زنند و آدم می کشند جدا نمایید.

چگونه است که از آقای موسوی می خواهید در مقابل ضد دین ها موضع بگیرد آن موقع خودتان جلوی این افراد سرکوب گر هیچ موضعی نمی گیرید.

سخنی با دوستان

شاید از شنیدن مواضع ما در این یادداشت آخر تعجب کرده باشید. اما آری دوستان ما هم جزو این حکومت بودیم و جدا از جمهوری اسلامی نیستیم. اما چه بر سر ما رفت که مدام وبلاگمان را فیلتر کردند  و دوستانمان دشمنانمان شدند قصه ای بس مفصل دارد . با این حال ما داریم از جریان وبلاگ نویسی رفع زحمت می کنیم .

دوستان عزیز 

بحرانی فراگیر ایران را فراگرفته است . بحرانی که می شد با تبعیت واقعی نه نمایشی از قانون آن را حل نمود . اما امروز بر دامنه ی آن گسترده می شود .دیروز مردمی را در تهران کشتند که عقایدشان متفاوت با لباس شخصی ها بود .مردمی که شعارهایشان بوی جنگ می داد. جنگ با سرکوب . جنگ با استبداد اما با این همه  روز عاشورا حرکاتی در خیابان های تهران دیدیم که زیبنده ی این روز نبود شاید هم بازیی که بود میرحسین موسوی از قبل در مورد آن هشدار داده بود. .

این ها نه جنگ نرم است و نه منتسب به جنبش سبز . چرا که عقده گشایی عده ای ست که از سرکوب خسته شده اند . از این که من دستور دهم چگونه باش خسته شده اند. عده ای که تفکر را از وجودشان سلب کرده اند. روزنامه های مطابق میل شان را توقیف کرده اند . عده ای که آزادی بیان و اندیشه می خواهند . عده ای که از امر  و نهی چماق به دستان گریزانند . این ها همه ی مردمند و هیچ کدام.

دوستان به آموزه های اسلام  مراجعه کنید . هیچ مرامی بهتر از اسلام نیست. بعضی وقت ها مطالبی در بعضی این شبکه های اجتماعی بعضی افراد می نویسند که ضد اسلام بلکه ضد انسانیت است.

به سنت خود برگردید و ته مانده دین خود را از دست ندهید.

اگر خواستار تغییر هستید خواستار تغییر انسانی باشید.

فریاد آزادی برای همیشه از دنیای مجازی اینترنت رفت . شاید هم زمانی نه چندان دور با آزادی واقعی ایران بازگشتیم. اما دوستان عزیز بازگشت ما به سی سال پیش مشکلی از ما حل نخواهد کرد.

بهتر آن است که خودمان خوی حیوانیتمان را سرکوب کنیم تا عده ای ما را از ریشه سرکوب کنند. هر نظام دیگری هم که در این کشور روی کار آید نمی تواند حسین و عاشورا را از ما بگیرد . آن عده ی قلیل که خود را به جنبش سبز چسبانده اند و این وسط از آب گل آلود ماهی می گیرند این را بدانند.

وقت رفتن است . چه بد بود زمانی که شوکر های برقی را در  دوست سابقم دیدم که جوان هیجده ساله ای را به جرم  آن که کمی عقایدش با او فرق داشت روی زمین انداخت و بعد هم با باطوم به آرنج یک زن کنار  خیابان کوبید.

ناگاه به یاد این جمله ی امام حسین (ع) افتادم

اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید.


نظرات()

دوشنبه 7 دی 1388

متن سخنرانی خاتمی در حسینیه ی جماران

• نوع مطلب: جنبش راه سبز امید ،
• نوشته شده توسط: میم دال

مراسم اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه در شب عاشورای حسینی در حسینیه شماره یک جماران با سخنرانی سید محمد خاتمی برگزار ‌شد. متن سخنرانی خاتمی كه در انتها به تنش كشیده شد به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

تقدیر این بود که امسال مراسم شب عاشورا در این حسینیه باشد؛ حسینیه‌ای که مرکز رهبری حضرت امام خمینی(ره) بود. انتخاب حسینیه از سوی امام برای هدایت انقلاب و جامعه، نشانه پیوستگی انقلاب اسلامی با نهضت امام حسین(ع) است.

عشق به امام حسین عشق به همه زیبایی‌هاست. عشق به خدا است که کمال مطلق است. عشق به انسان است که برترین آفریننده خداست و عشق به عدالت است که خدا می‌خواهد اساس زندگی اجتماعی انسان باشد. عشق به آزادی است. تجلی‌گاه وجود بلکه عین وجود آدمی است و عشق به امام حسین راز و رمز ماندگاری ملت بزرگوار ایران است که دل در گرو محبت امام حسین نهاد و راه ناهموار تاریخ خود را با پای ابله و جان خسته طی کرد و دمی چشم از قله بلندی که در پی آن بود برنداشت و می‌بینید و می‌بینیم که محرم همیشه در ایران و البته در بسیاری از نقاط جهان چه محشر و قیامتی است.

بگذارید زبان حال دلداگان امام حسین را در غزل بلندی از حافظ بجویم که فرمود:
روشن از پرتوی رویت نظری نیست که نیست / منت خاک درت بر بصری نیست که نیست
ناظر روی تو صاحب نظرانند آری / سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست
اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب / خجل از کرده خود پرده دری نیست که نیست
از حیای لب شیرین تو ای چشمه نوش / غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که نیست
شیر در بادیه عشق تو روباه شود / آه از این راه که در وی خطری نیست که نیست
آب چشمم که بر او منت خاک در توست / زیر صد منت او خاک دری نیست که نیست
گفته‌اند که همه روز عاشورا و همه جا کربلاست، چرا که نه عاشورا یک روز است در تاریخ و نه کربلا یک سرزمین در جغرافیا؛ بلکه کربلا تجلی‌گاه وجود شگفت‌انگیز انسان خداجو، موحد حقیقت‌طلب و عدالت‌خواه است و عاشورا نماد حرکت این انسان به سوی مقصدی که خدا معین کرده است و امام حسین(ع) قهرمان بزرگ این صحنه شگفت‌انگیز است.

از آن جهت که هم آگاهی انسان را به سوی ان مسیر و هدف افزایش می‌دهد و هم او را برمی‌انگیزد تا حرکتش شتابان‌تر شود.

البته در بینش الهی توحیدی و ادیان آسمانی به خصوص اسلام، قهرمان و بازیگر اصلی صحنه تاریخ خود انسان است و پیامبران و مصلحان بزرگ الهی آمده‌اند تا آگاهی این انسان را بالا ببرند و اراده‌اش را تقویت کنند تا خود راه را با چراغ آگاهی و پای اراده بپیماید و طبعا این انسان هرچه آگاه‌تر و مصمم‌تر، سیر او به سوی هدف شتابان‌تر و در نزدیک‌تر شدن به آن هدف کامرواتر است و امام حسین قهرمان آگاهی‌بخش و شتاب‌دهنده این حرکت است.
اما تاریخ بشر کدام سو و هدف دارد؟

انسان دارای تاریخ است و تاریخ اختصاص به انسان دارد و تاریخ بشری دارای سیر و هدفی است. صرف‌نظر از همه نظریه‌ها و نگاه‌های فلسفی که کوشیده‌اند برای تاریخ جهت، ضابطه و قاعده و قانون بیابند و فارغ از بحث‌های دراز دامن در این باره، آنچه در اینجا می‌گوییم این است که تردید نکنیم که تاریخ هرچه باشد هدفش شکوفایی وجود آدمی است و این شکوفایی در گرو آزادی انسان است و گزافه نیست که تاریخ انسان را تاریخ آزادی بدانیم و بنامیم.

در اینجا مجال بحث مبسوط نیست، ولی برای نشان دادن این سیر و هدف کافی است که اجمالا به حوادث و وقایعی بنگریم که برای همه ملموس و روشن است. شاخص‌ترین خصوصیت قرن گذشته مقابله جانانه ملت‌ها علیه ظلم و بیداد مدرن یعنی استعمار چه به صورت قدیم و چه جدید آن بوده و انسان‌های مظلوم و استعمارزده به هر حال اراده خود را بر اربابانشان تحمیل کردند، هرچند به علل گوناگون نتوانستند به همه خواست‌ها و آرمان‌های خود برسند، ولی حرکت به سوی برداشتن بندهای استعمار از دست و پای انسان مظلوم دستاورد کمی نبود.

از سوی دیگر در قرن گذشته شاهد نوعی حرکت فراگیر به‌خصوص در کشورهای محروم‌تر علیه بدترین شکل حکومت یعنی حکومت استبدادی بودیم و نیز شاهد ظهور و در پی آن سقوط حکومت‌های توتالیتر و بالاخره مساله‌ای به نام حقوق بشر حداقل در مقام ادعا مورد توجه ملت‌ها بوده است و حکومت‌ها نیز حتی در آنجا که به نقض ابتدایی‌ترین موازین حقوق بشر پرداخته‌اند در فضای عمومی ناچار شده‌اند به ظاهر حرمت نهادن به انسان حقوق او را بپذیرند.

اینها همه خود دلیلی است بر اینکه سیر تاریخ به سوی آزادی است و مقایسه آنچه امروز در باب نظام مطلوب و مقبول در جان جهانیان جای گرفته است با آنچه دیروز بوده، خیلی از مسائل را روشن می‌کند.

اگر تا دیروز تنها وجه حکومت رایج در شرق و غرب عالم به نحوی حکومت استبدادی بود، در همه جا اکثریت نه تنها محکوم به اطاعت از خواست و اراده حاکمان غیرمسؤول بودند، بلکه در عمق جان وجدان خود نیز این امر را به عنوان سرنوشت محتوم خود پذیرفته بودند. امروز در جهان کسی نیست که بتواند از نظام‌های استبدادی و خودکامه دفاع کند و حتی مستبدترین حاکمان نیز تظاهر به مردم‌داری و دفاع از حق و حرمت مردم می‌کنند و در همه جا این اصل پذیرفته شده است که برترین و محکم‌ترین حق در عرصه اجتماعی حق حاکمیت انسان بر سرنوشت خویش است و به عبارت دیگر مردم‌سالاری به عنوان کم‌هزینه‌ترین و پرفایده‌ترین سامان حکومت و نظام اجتماعی پذیرفته شده است و می‌بینیم که افتخار انقلاب اسلامی هم این است که منجر به استقرار جمهوری اسلامی می‌شود. بنابراین در عرصه حیات اجتماعی به روشنی و بی‌هیچ تردیدی می‌توانیم ادعاکنیم که سیر تاریخ سیر به سوی آزادی است. از این امر نکته‌ای دیگر که بسیار هم ارزشمند است در می‌آید و آن اینکه انسان رهاشده از قیدهای تحمیلی استعمار، استثمار و استعباد اجتماعی و نیز آزاد از غرائز تلطیف نشده حیوانی چون خشونت و درنده‌خویی، جانب حق و عدالت را خواهد گرفت.

یعنی تاریخ بشر علاوه بر اینکه تاریخ آزادی است تاریخ فعلیت یافتن حق و عدالت نیز خواهد بود و این سخن را می‌توان بیان دیگری از نظریه مهدویت دانست. بر می‌گردیم به فراز آغاز سخن که هدف تاریخ شکوفایی وجود آدمی است. یعنی وجود انسان در پرتو آزادی و در بستر حق و در سایه عدالت است که شکوفا می‌شود.

اجازه دهید از تجربه شخصی که طی این سال‌ها داشته‌ام در اثبات ادعایم مدد بگیرم. این که در زمان ما نیاز به کوشش و بحث فراوان نیست تا همگان بپذیرند که به جای جنگ و خونریزی و کشتار می‌توان و باید با یکدیگر گفتگو کرد چندان آسان به دست نیامده است. گویی تمام تاریخ خونین بشر، مقدمه این قضیه به ظاهر ساده بوده است. البته می‌دانیم که رسیدن به یک داوری و پذیرش یک ارزش از سوی همگان با تحقق و فعلیت آن نظر و ارزش فاصله زیادی است و اصلا آرمان‌ها همان‌ها هستند که در خارج نیستند و انسان می‌خواهد به آنها برسد و لازم است که علیه موانع آن مبارزه کند و آنها را از سر راه بردارد، موانعی که گاه بسیار سخت و متصلب است، چنانکه امروز هم در برابر آرمان آزادی و عدالت وجود دارد و طبیعی است که تا وقتی زورمندان کم‌خرد که چشم بصیرتشان را غرور پر کرده است و دست انصافشان را توهم بسته است و از قدرت فقط تازیانه و شمشیر و بمب را می‌شناسد و از سیاست جز تزویر و تهدید و تطمیع چیزی را مراد نمی‌کنند و قدرت و مکنت خود را در گرو تحقیر انسان و محرومیت بخش‌های مهمی از آنها می‌دانند و با کمال تاسف در اثر پیشرفت دانش و فن این توان را یافته‌اند که در لحظه‌ای کوتاه گل و لبخند و امید و درخت و آب را با تیغ بلاهت خود از چهره زمین پاک کنند. شاید جشن پیروزی کلمه بر تیغ، انسانیت بر ددمنشی و آزادی بر بردگی و آزادگی بر حقارت را به تاخیر انداخت، ولی نمی‌توان و نباید حرکت خرامان و پرشکوه تاریخ پر درد بشری را به سوی آزادی و حق و عدالت ندید و سرشار از امید و خشنودی نشد و همین امید و بینش است که ما، شما و همه انسان‌ها را به‌رغم نامردمی‌ها و سختی‌ها و درد و رنج‌ها امیدوار و با اراده نگاه می‌دارد.

بعد از این مقدمه می‌گویم: نقش قهرمان در عرصه تاریخ غیر قابل انکار است، اما نه در راه بردن تاریخ (که سیر الهی و طبیعی خود را دارد و قهرمان هم در متن این سیر و حرکت است نه بیرون از آن) بلکه در شتابان کردن سیر به سوی هدف والای تاریخ است.

سیری که جان آگاه انسان بستر آن است و اراده مستحکم او محرک آن و قهرمان کسی است که در آگاهی بخشی و تقویت این اراده نقش دارد و آقا اباعبدالله(ع) از بزرگترین قهرمانان عرصه تاریخ و دارای نقش بی‌نظیر در این صحنه است.

اما درس‌هایی که از قیام امام حسین(ع) می‌گیریم، چیست؟

آزادی حقیقی در بندگی خدا است، خدای حسین خدایی است که گرچه قهار و جبار و قادر است، ولی پیش و بیش از آن خدای هدایت و محبت و رحمت است و رحمتش از غضبش پیشی می‌گیرد و خشم و قدرت و قهاریت او نیز که عین علم و حکمت و عدل او است در برابر ستم و کژی و بی‌عدالتی و انسان‌ستیزی است و تنها با پرستش آن خدا است که از یک سو انسان می‌تواند از بند ویرانگر هوس و حیوانیت و خود برتربینی رهایی یابد و از سوی دیگر و از پایه این آزادی درونی قدرت و اراده آن را نیز می‌یابد تا در برابر سلطه هوس قدرت‌های جبار بایستد و به سوی آزادی اجتماعی حرکت کند.

آزادی و آزادگی امام حسین همان است که در بیان بلند خود اعلام می‌دارد "ناپاک و ناپاک‌زاده‌ای مرا میان شمشیر و خواری مخیر کرده است و هیهات منا الذله"

این آزادگی همان آزادگی ناشی از بندگی خدا و نیز روح ازاده بنده خدا است.

2- حرکت به سوی آزادی از موضع دین کارساز است، به خصوص هنگامی که دین پوشش و بهانه‌ای برای بیدادگری باشد. نوعی تقدس بخشیدن به ظلم و خودسری چنانکه کم و بیش در بسیاری پدید آمده است و به تعبیر مرحوم آیت‌الله نایینی بدترین نوع استبداد، استبداد به اصطلاح دینی است.

امام می‌فرماید: انی لم اخرج و لابطرا و لامفسدا بل خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی امر بالمعروف و انهی عن المنکر و باز می‌فرماید الاترون ان الحق لایعمل به و الباطل لایتناهی عنه، نمی‌بینید که به حق عمل نمی‌شود و از باطل بازداشته نمی‌شود.

دین آمده تا انسان را آزاد کند، بندها و قیدها و غل‌ها و زنجیرها را از پای جان انسان بردارد و شرایط اسیرکننده و ویران کننده را دگرگون کند و انسان را بر سرنوشت خود حاکم گرداند و اگر روزی به نام دین انسان را به بند کشیدند، بدانید که هم به انسان و هم به دین جفا شده است و مرام حسین این که باید ایستاد، ولو اینکه او را خارجی، خروج کننده علیه امیرالمونین بدانند و هنگامی که بیداد و تبعیض و انسان ستیزی و بی‌انصافی و بداخلاقی در برابر دادگری و مساوات و حرمت انسان و عدل و انصاف و اخلاق قرار گرفت، بی‌تردید باید جانب دین حق و عدالت را گرفت و این همه را به نام دین انجام داد تا هم خدمتی به انسان باشد و هم خدمتی به دین خدا.

3- آزادی گرانبهاترین هدیه الهی است و ارزان به دست نمی‌آید. باید برای به دست آوردن آن هزینه کرد و نیز برای نگاه‌داری آن هزینه بیشتر و هر چه در این راه هزینه کنیم زیاد نیست، حتی اگر جان پاکی چون جان امام حسین باشد. اینها است درس‌های قیام حسین و صدها و مورد دیگر که مجال بیان آن نیست.

امام حسین با دل دریا و سینه باز و آرامش جان و همه سرمایه، خود را در راه خدا و برای رهایی انسان داد، ولی این دل دریا تحت تاثیر عاطفه والای انسانی متاثر هم می‌شد از جمله هنگامی که به بالین برادرش آمد. آن مرد آزاده با آن چهره نورانی و درخشان که او را ماه بنی هاشم می‌گفتند، با آن ادب و فضیلت و اخلاق و شجاعت بدنش را قطعه قطعه بر خاک دید. امام بر سر بالین او نشست و گریست و هنگامیکه برخواست با قامت خمیده و دست بر کمر برخاست.

یا وقتی بر سر پیکر در خون غرقه جوان برومندش آمد، جوانی که او را شبیه‌ترین انسان به رسول خدا می‌دانستند، امام نشست و مدت‌ها سر فرزندش را بر سینه فشرد و صورت بر صورت او گذاشت و هنگامیکه سر برداشت خون سراسر چهره او را پوشیده بود با تاثر فراوان فرمود: "بعد از تو خاک بر سر دنیا و زندگانی دنیا".

و یا وقتی فرزند شیرخوارش روی دستش با تیر دشمن گوش تا گوش دریده شد دست خود را از خون او پر کرد و رو به آسمان کرد و فرمود: "این همه بر من آسان می‌شود چون خداوند همه چیز در محضر توست و تو می‌بینی".

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته


نظرات()